محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

382

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

نگرفته بين عالم و جاهلشان يكسان است ، زيرا رويه و منش اجتماعى آنان تكذيب و حمله به فرق و مذاهب ديگر است و بنابر قول محمد بن عبد الوهاب كه مىگويد : اگر ما براى بدست آوردن دليلى كه پنهان است تلاش كنيم اما نتوانيم آن‌را آشكار نماييم ما در عمل به امرى كه واقع مىشود عذر داشته و خداوند از خطاى ما در اين مورد گذشت مىكند و . . . در بيان ديدگاههاى وهابيت - كه به زعم خودشان موجب تعالى دين و حقيقت اسلام است - سعى كرديم نظرات آنان‌را در مورد تشيع بيان كنيم و آن به اين دليل بود كه عقايدشان درباره شيعيان مستقيما از زبان محمد بن عبد الوهاب و نواده‌اش عبد الرحمن بيان شده بود آنچه كه در حال حاضر اهميت خاص دارد اينست كه وظيفه ما در زمان حاضر در مقابل اين فرقه و عقايدشان چيست ؟ آيا بايد سكوت كرد ؟ قطعا خير ، سكوت در حقيقت اعتراف ضمنى به علميت و حق بودن گفتار و اعتقادات آنان است بلكه بايد با قدرت و عزمى راسخ در مقابل آنان ايستاده و به منش تكذيب و تكفير و اعتقادات خرافيشان پايان داد . در ادامه بايد گفت كسىكه كتاب توحيد ( انجيل وهابيت ) را به درستى مطالعه كند خواهد ديد كه كتاب پر است از ياوه‌گوييهايى كه منجر به شرك است و نيز تكفير مسلمانان و خارج بودن آنان از دين اسلام ، و من در اين قسمت تعدادى از عناوينى را كه در اين كتاب آمده است ذكر مىكنم : « از موارد شرك خياطى و آرايشگرى است و . . . از مصاديق شرك ، نذر كردن براى غير خداست . . . و يا پناه بردن به غير خدا . . . و يا كمك خواستن از